سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

یا لطیف


دریا دلان ، گرچه اسیر خاک بودند

اما چه آسان قفل ها را باز کردند

از خاک تا هفت آسمان ها ، را چه زیبا

با دستِ بسته تا خدا پرواز کردند

 

امروز در تابوت چوبی بازگشتند

بر چشم های خیس ِملّت ، جا گرفتند

غوّاص ها ، آرام روی دستِ مردم...

مردم به روی دستشان دریا گرفتند

م . ناصری خرداد94


نوشته شده در چهارشنبه 94/3/27ساعت 6:53 عصر توسط هور نظرات ( ) |

یا لطیف

در زیر نور ماه شعبانت

تنها نشسته بنده ات امشب

دارد مفاتیح الجنان در دست

ذکر لبانش یارب و یارب...


چشمش پر از اشک و دلش لرزان

وَاسْمَعْ دُعائی بر لبش جاری

آهسته و آرام می گوید :

از حال و روز من خبر داری...


اِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاهِل... امّا...

امّا تو اهل جودی و احسان

من با تمام این بدی هایم

دارم به خوبی های تو ایمان


در زندگانی کرده ام عادت...

با لطف های تو به سر کردن

پس مهربانِ من ! فَلا تَقْطَعْ..

لطفِ خودت را لحظه ی مُردن


یارب ! الهی ! لاتَرُدَّ... نه !

نه ! رد مکن تو حاجت دل را

چشم طمع دارم به دستانت

دریا ! مگریان چشم ساحل را


امشب مخواه این بنده برگردد

مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْروم...

توصیف حالم را نمی گویم

حال نزارم واضح و معلوم


م . ناصری خرداد94

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ . ن : این روزها تنها منم با کوله باری از گناه و مناجات شعبانیه

اِلهی هَبْ لی کَمالَ الْاِنْقْطاعِ اِلَیْکَ

التماس دعا


نوشته شده در سه شنبه 94/3/19ساعت 12:1 صبح توسط هور نظرات ( ) |

یا لطیف


شب بود و ماه حوصله ی آمدن نداشت

حتّی ستاره عادت چشمک زدن نداشت


دریای بی قرار دلش تَنگ ماهی و...

ماهی اسیر تُنگ و هوای وطن نداشت


با شاخه های خشک و خشن خو گرفته بود

پروانه ای که رابطه با نسترن نداشت


چشم کویر بود به دستان آسمان

آن آسمان صاف که ابری به تن نداشت !


بیچاره قاصدک که دلش را به باد داد

امّا نسیم فرصت عاشق شدن نداشت


خورشید پشت کوه و سرش گرم خواب خوش...

شب بود و ماه حوصله ی آمدن نداشت

 

م . ناصری خرداد94


نوشته شده در پنج شنبه 94/3/7ساعت 12:7 صبح توسط هور نظرات ( ) |


Design By : Pichak